مکتوب

بجای اینکه چندین وبلاگ بخوانید،
صفحات مکتوب را چندین بار بخوانید

برنامه "هفت" شب گذشته را کامل دیدم. گفتگویی که در انتهای برنامه میان فریدون جیرانی، علی معلم و محمد صادق کوشکی صورت گرفت گفتگویی نبود که بشود به سادگی از آن گذشت. گفتگویی چالشی در مورد سینمای بعد از انقلاب. در این مناظره (که مناظره بسیار خوبی بود) به نظرم آقای کوشکی به خوبی توانست حرف خود را به طرف مقابل بفهماند. ولی عجیب ترین نکته این مناظره این بود که ظاهرا این سینماگران مطرح (جیرانی و معلم) تاکنون هرگز به صحبت هایی از جنس صحبت های آقای کوشکی برخورد نکرده اند و با این گونه صحبتها خیلی غریب بودند. این را از ادعای عجیب آقای جیرانی در ابتدای مناظره و از بعضی پاسخ های دم دستی آقای معلم می شود فهمید. البته در این گفتگو طرف خاصی نبوده ام ولی در ادامه حس کردم بین این دو طرز فکر اشتراکات فراوانی هست که نمی شود از آن گذشت. ولی ترجیح میدهم در موضع نقد آقای کوشکی باشم تا دیگری. و سرصحبت من این است که به نظر نگارنده انصار حزب الله ضدانقلاب ترین مردم اند چرا که در دفاع از انقلاب اسلامی و ارزش های آن بدترین واکنش ها را از خود نشان داده و می دهند.

آری سینما در بسیاری از موارد ابتذال کشیده شد. و اکثرا مضامین غلطی را داشتند. ولی چه کسی گفته در این مسائل فرهنگی می شود سلبی و دفعی برخورد کرد؟ به عنوان مثال اگر فیلم گشت ارشاد به هیئت های عزاداری توهینی کرده (که نباید میکرده) باید او را خفه کرد؟ اصولا اگر بخواهیم سینمای بعد از انقلاب را با شاخص های انصار حزب الله بررسی کنیم فقط ده فیلم می توانند به نمایش در آیند. وقتی فیلمی مجور اکران میگیرد یعنی کف قابل قبولی داشته. یعنی حداقل ها را داشته که مجوز گرفته.


و این فقط شامل سینما نمی شود. به این مثالها توجه کنید: حمله به سفارت انگلیس، حمله به منزل سردار علایی، تخریب شدید عماد افروغ، فحش دادن یک حزب اللهی به دختر هاشمی، حمله به دفتر آیت الله صانعی، تجمع درب منزل آیت الله جوادی آملی!!،  و بسیار موارد دیگر که واقعا از یک اتفاق تندروانه خارج شده و به یک قاعده تبدیل شده. و جالب است بدانید عده ای از این دست بخاطر اینکه سه نفر (قالیباف، باهنر و لاریجانی) در جبهه متحد اصولگرایی بودند و این ها هم که در فتنه 88 کم مایه گذاشتند و باید طرد شوند حتا! لذا اعلام استقلال کردند که خدای نکرده با این مجرمین نابخشودنی همکلام نشوند و بدین گونه جبهه ای به نام جبهه پایداری شکل گرفت! این خودخواهی های و واکنش های تند نسبت به کسانی که با ما همفکر نیستند ریشه در چه دارد؟ بیاییم سیره معصومین را در برخورد با مخالفین را بررسی کنیم آیا با همچنین مواردی برخورد میکنیم؟ این واکنش های تند براساس کدام مجوز شرعی شکل گرفته است؟ مگر نبود آن بادیه نشین که نزدیک کعبه ادرار کرد پیامبر با او اینگونه برخورد کرد؟ مگر نبودند خوارج که در مسجد کوفه به امام علی علیه السلام توهین میکردند تا قبل از این که خوارج دست به عملیات مسلحانه بزنند آمام علی با آنها چگونه برخورد کرد؟ مگر میشود فکری را به سینماگران تحمیل کرد که الا باید همسو با افکار ما فیلم بسازی؟ این کجای مرام انقلاب اسلامی ماست؟ آیا به بهانه اینکه فلانی و بهمانی طرز تفکرشان با ما همخوانی ندارد حق داریم به او ظلم کنیم؟ البته این متن نقد درون نظام است لذا مانند تف سربالا به خود من هم برمیگردد ولی این را از مولایمان علی علیه السلام آموختم که قولوا الحق ولو علي انفسكم (حق را بگویید هرچند که علیه خودتان باشد)


فحاشی به فائزه هاشمی و پدر وی


حمله به سفارتخانه بریتانیا


حمله به دفتر صانعی




کلیه حقوق این وبلاگ متعلق به مکتوب است و باز نشر آن بدون ذکر منبع پیگرد اخروی دارد.

Copy-right 2011-2012 - TYPED™ Association