212 | اهل حدیث نفس نیستم. ولی گاهی لاجرم...

گاهی وقتا خواسته یا ناخواسته مجبور میشی بعضی آدما را بسپاری بفراموشی. خودت را سرگرم هزاران کار می‌کنی و طوری خودت را نشون می‌دی که اصلا انگار هیچوقت نبودند و کاملا فراموششون کردی. ولی یه ساعت‌هایی برای آدم پیش میان که با تمام وجود حس می‌کنی همونها بخش از تاریخ و گذشته زندگی تو هستند و خودت را نمی‌تونی فراموش کنی. چون بخشی از درون تو هستند.

+ حس غریبیه. دلتنگی رو میگم...

 تاریخ نشر: ۱۳۹۱/۱۱/۰۸  ناشر: مکتوب
موضوع: خاطرات
برچسب‌ها: حدیث نفس دلتنگی


362 | 361 | 360 | 359 | 358 | 357 | 356 | 355 | 354 | Posts
کلیه حقوق این وبلاگ متعلق به مکتوب است و باز نشر آن بدون ذکر منبع پیگرد اخروی دارد

Copy-right 2011-2013 - TYPED™ Association